أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
386
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
چون وحى آمد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : يا جبرئيل چرا چندين روز نيامدى ؟ - گفت : ندانى كه ما در سرائى نرويم كه در آنجا سگ باشد يا صورت . مدّت احتباس وحى عبد اللّه عبّاس گفت : پانزده روز بود ، مقاتل گفت : چهل روز بود ، پس مشركان زبان طعن دراز كردند و گفتند : محمّد را خداى وى وداع كرد و از وى ببريد « 1 » اگر كار وى چون كار ديگر پيغامبران بودى وحى از وى منقطع نگشتى ، رسول خداى چون طعنهء مشركان شنيد دلتنگ شد بيامد و بر كوه حرا رفت و نشست و انديشه ميكرد آنگه سر بر زمين نهاد و گفت : بار خدايا تو ميدانى كه دشمنان تو چه ميگويند مرا ؛ هنوز در سجده بود كه جبرئيل آمد و اين سوره آورد ؛ رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چون جبرئيل را ديد تكبير كرد از اينجا سنّت شد كه چون كسى كسى را نديده باشد مدّتى چون وى را ببيند تكبير گويد و سنّت شد از اين سوره تا به آخر قرآن در اوّل هر سورتى تكبير گفتن ، و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جبرئيل را گفت : كجا بودى ؟ - و چه سخت بود اشتياق من به تو . . . ! جبرئيل گفت : اشتياق من به تو بيشتر بود و ليكن من بندهء مأمورم . و ما نتنزّل إلّا بأمر ربّك ؛ حقّ جلّ و علا سوگند ياد كرد و گفت : بحقّ و حرمت چاشتگاه ؛ و اين وقت را تخصيص براى آن كرد كه او صدر و معظم روز است و وقت ارتفاع آفتاب و اعتدال روز بود از سرما و گرما در تابستان و زمستان و اين وقت آن ساعت است « 2 » كه خداى تعالى با موسى سخن گفت ، و آن وقت است « 3 » كه سحرهء فرعون چوبها و رسنها « 4 » بينداختند و موسى عصا بينداخت همه را ناچيز كرد و سحرهء فرعون ايمان آوردند ، بعضى گفتند : مراد از وى جملهء روز است براى آنكه در مقابل وى گفت : [ وَ اللَّيْلِ ] و بحقّ شب چون تاريك شود و ساكن گردد كه خداى تو ترا وداع نكرد و از تو نبريد چنان كه مشركان
--> ( 1 ) - نصّ عبارت أبو الفتوح ( ره ) اين است : « مشركان طعنه زدند و گفتند : انّ محمّدا و دعّه ربّه و قلاه ؛ خداى محمّد محمّد را ببريد و وداع كرد او را » . ( 2 ) - اشاره به دو قول ديگر است در وجه قسم چنان كه ابو الفتوح ( ره ) بعد از ذكر قول اوّل گفته : « بعضى ديگر گفتند : مراد آن ساعتى است كه خداى تعالى با موسى عليه السلام سخن گفت ؛ براى شرف وقت را به او قسم كرد ، بعضى ديگر گفتند : مراد آن وقت است كه سحرهء فرعون بصحرا آمدند و چوبها و رسنها بينداختند ؛ بيانه قوله تعالى : [ وَ أَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى ] » . ( 3 ) - اشاره به دو قول ديگر است در وجه قسم چنان كه ابو الفتوح ( ره ) بعد از ذكر قول اوّل گفته : « بعضى ديگر گفتند : مراد آن ساعتى است كه خداى تعالى با موسى عليه السلام سخن گفت ؛ براى شرف وقت را به او قسم كرد ، بعضى ديگر گفتند : مراد آن وقت است كه سحرهء فرعون بصحرا آمدند و چوبها و رسنها بينداختند ؛ بيانه قوله تعالى : [ وَ أَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى ] » . ( 4 ) - در بعضى نسخ : « ريسمانها » .